سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نوستالوژی دل ....

صفحه خانگی پارسی یار درباره

سلام به همه با معرفتای دنیا

سلام به دوستان خوب و مهربونم که ایشالله هیچوقت دچار هیچ بحرانی نشن و همیشه خوش سرحال و خوب خوب خوب باشند .

فدای دوستای با معرفت که هرچی بنویسم کم نوشتم ؛ دلم برای همه شما ه کوچولو شده ، از روی همه شما شرمندم که نمیتونم حتی یه لحظه براتون کاری کنم یا حتی خوشحالتون از اینکه همراهم بودید منونم از اینکه به فکرم بودید ممنونم، از اینکه تماس گرفتید ممنونم ، از اینکه پیام فرستادید ممنونم ، از اینکه لایک زدید ممنونم ، از اینکه هستید ممنونم ، از اینکه خوش هستید ممنونم، از اینکه بازم ممنونم ممنونم اینا همش به لطف خدا و مهربونیه شماست و از اینکه نتونستم باشم شرمنده ام ، از اینکه جواب نمیدادم شرمنده ام ف از اینکه گوشیم خاموش بود شرمنده ام ، از اینکه به پیامتون جواب ندادم شرمنده ام ، از اینکه بعضی از ادوستان ناراحت کردم شرمنده ام ، از اینکه رفتارم دل شکوند شرمنده ام ، از اینکه بی معرفتی کردم شرمنده ام،از اینکه نمیتونم بعضی ها را خوشحال کنم شرمنده ام ، از اینکه داغونم شرمنده ام ، از اینکه اینم شر منده ام شرمنده ام و از اینکه شرمنده ام پیشتون شرمنده ام /.

صفای حضور همتون فدای مهربونیاتون ؛ اسیر صداقتتون ؛ خراب معرفتتون .

 

بنده حقیر صادق


قانون بازگشت (پژواک)

مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی  صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.
چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .

"خداوند پژواک کردار ماست ."